السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : فاطمه مشايخ )

368

النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين ( بضميمه زندگانى چهارده معصوم " ع " ) ( فارسى )

قصر را كوبيد در حالى كه قصر فرعون هفت باب داشت ، وقتى موسى با عصاى خود به در اوّل زد هر هفت در به روى او گشوده شد و وقتى وارد شد ، شيرها آنچنان در زير پاى او آرام گرفتند كه مانند سگى اهلى خود را به پاى او مىماليدند ، در اين وقت فرعون به همنشينان خود گفت : قبلا هرگز چنين نديده بودم ، موسى به نزد فرعون رفت و ابلاغ رسالت نمود ، اوّل فرعون عدّه‌اى از غلامان خود را فرستاد و به آنها گفت : او را بگيريد و گردنش را بزنيد ، امّا به محض اينكه آنها به موسى نزديك شدند ، جبرئيل با شمشير به آنها حمله كرد تا آنجا كه شش نفر از غلامان فرعون كشته شدند ، آن وقت فرعون گفت : او را رها كنيد . سپس موسى معجزات خود شامل يد بيضاء و عصاى اژدها را آشكار نمود و فرعون كه بسيار وحشت زده شده بود به موسى گفت : اى موسى امروز از اين بحث بگذر و ما را آزاد بگذار . از ( ابن ابى عمير ) روايت شده : به موسى بن جعفر ( ع ) عرض كردم منظور از ( قول ليّن ) در اين آيه چيست ؟ اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى ، فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى [ 1 ] . حضرت فرمود : منظور آن بود كه فرعون را با كنيه بخوانند و بگويند : اى ابا مصعب ، چون نام او وليد بن مصعب بود . و خداوند عزّ و جل مىدانست كه فرعون متذكّر نمىشود و خشيت نمىيابد ، مگر وقتى كه عذاب را در برابر خود مشاهده كند ، همانطور كه قرآن ماجراى اقرار او به ايمان را در لحظهء غرق شدن ذكر مىكند [ 2 ] ، امّا خداوند ايمان اضطرارى و از سر ناچارى را نمىپذيرد . از امام رضا ( ع ) نقل شده : مقدمهء لشكر فرعون ششصد هزار نفر بودند و دويست هزار نفر در روبرو و يك ميليون نفر در دو جانب سپاه او بودند كه همگى وارد دريا شده و غرق شدند ، و فقط خداوند جسد فرعون را براى آنكه براى آيندگان نشانه و عبرتى باشد به خشكى باز گرداند و از ( ابان بن احمر ) نقل شده : از امام صادق ( ع )

--> [ 1 ] سوره طه ، آيه 44 . [ 2 ] سوره يونس ، آيه 90 .